کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید (Think and Grow Rich)

40,000 تومان

در هر فصل از این کتاب اشاره مختصری به رمز و راز پولسازی و کسب درآمد شده است؛ رمز و رازی که ثروت هنگفتی را برای بیش از پانصد مرد به ارمغان آورده است. من نیز آنها را سال ها به دقت تجزیه و تحلیل کرده ام. …

در طول بیست سال کار تحقیقاتی که به درخواست آقای کارنگی قبول کرده بودم صدها مرد معروف را تجزیه و تحلیل می کردم و بسیاری از آنها پذیرفتند که ثروت زیادشان را به کمک راز کارنگی اندوخته بودند.

… افرادی که به این راز تسلط دارند و از آن استفاده می کنند به رتبه های بالایی می رسند، ثروت جمع می کنند و با شرایط خودشان، با زندگی به توافق می رسند؛ حتی اگر تحصیلات کافی نداشته باشند. همانطور که این کتاب را می خوانید، رازی که به آن اشاره می کنم، در قسمتی از آن، از صفحه کتاب بیرون خواهد پرید و جسورانه مقابل شما ظاهر خواهد شد؛ البته اگر آمادگی داشته باشید!

در هر فصل از این کتاب اشاره مختصری به رمز و راز پولسازی و کسب درآمد شده است؛ رمز و رازی که ثروت هنگفتی را برای بیش از پانصد مرد به ارمغان آورده است. من نیز آنها را سال ها به دقت تجزیه و تحلیل کرده ام.

بیش از یک ربع قرن پیش، این راز اندرو کارنگی توجه من را به خود جلب کرد. وقتی فقط یک پسر جوان بودم، این مرد اسکاتلندی پیر، دوست داشتنی و زیرک با بی پروایی، ذهن من را به هم ریخت. سپس به جای خودش برگشت و با برقی شاد در چشمانش نشست و به دقت نظاره گر شد تا ببیند آنقدر باهوش بودم که اهمیت کامل آنچه را که به من گفته بود درک کنم. وقتی دید ایده اش را درک کردم از من پرسید آیا مایلم بیست سال از زندگی ام یا حتی بیشتر آن را برای تجربه کردن این ایده در دنیا و همچنین برای مردان و زنان صرف کنم؛ کسانی که ممکن است بدون دانستن این راز، زندگی شان را مثل شکست خورده ها سپری کنند. من گفتم: «بله مایل هستم.» و با همکاری آقای کارنگی به قولم عمل کردم.

این کتاب حاوی این راز است و پیش از این، هزاران نفر آن را در هر گام از زندگی شان به صورت عملی امتحان کرده اند. این فکر آقای کارنگی بود که باید این فرمول جادویی که ثروت بهت آوری به او داده بود، در دسترس افراد قرار گیرد؛ افرادی که وقت کافی ندارند تا چگونگی پول درآوردن را بررسی کنند. او امیدوار بود من با تجربه مردان و زنان مختلف در هر حرفه، درستی این فرمول را بررسی و اثبات کنم. به نظر او این فرمول باید در تمام مدارس دولتی و دانشگاه ها تدریس شود و اگر به درستی آموزش داده شود کل نظام آموزشی را متحول خواهد کرد و مدت زمانی که صرف آموزش در مدرسه می شود به کمتر از نصف آن کاهش می یابد. تجربه او با چارلز شواب و مردان جوانی همچون او، آقای کارنگی را متقاعد کرد که بیشتر آنچه در مدارس تدریس می شود، هیچ ارتباطی با حرفه چگونگی گذران زندگی یا ثروت اندوزی ندارد. او به این باور رسیده بود؛ چون مردان جوانی را که تحصیلات زیادی نداشتند یکی پس از دیگری وارد حرفه اش کرده و با آموزش این فرمول، رهبری بی نظیری را در آنها توسعه داده بود. بعلاوه آموزش او برای تمام کسانی که از دستوراتش پیروی می کردند ثروت هنگفتی ساخت.

در فصل مربوط به ایمان داستان شگفت انگیزی از سازماندهی شرکت بسیار بزرگ فولادسازی ایالات متحده آمریکا را می خوانید. یکی از مردان جوان این کار را به طور واقعی انجام داده بود و سپس آن را بیان کرد. آقای کارنگی به واسطه او ثابت کرد فرمولش برای تمامی کسانی که آمادگی آن را دارند عملی و مؤثر است. کاربرد خاص این راز که آن مرد جوان، چارلز شواب، انجام داد هم پول و هم فرصت فراوانی به او داد. صرف نظر از جزئیات، این نوع کاربرد خاص آن فرمول، ششصد میلیون دلار ارزش داشت.

این حقایق که حقایقی شناخته شده برای تمامی کسانی است که آقای کارنگی را می شناختند، ایده مناسبی پس از خواندن این کتاب به شما می دهد؛ به شرط آنکه بدانید چه می خواهید. حتی این راز قبل از اینکه بیست سال از امتحان عملی آن گذشته باشد، همانطور که آقای کارنگی برنامه ریزی کرد، به بیش از صدهزار مرد و زنی منتقل شد که از آن به نفع شخصی شان استفاده کرده اند. بعضی با آن، ثروت هنگفتی به دست آوردند. برخی دیگر با موفقیت تناسب و هماهنگی در منازلشان ایجاد کردند. یکی کشیش استفاده مفید و مؤثری از آن کرد و درآمدی بالا به دست آورد. آرتور نَش، خیاط سین سیناتی، از حرفه نزدیک به ورشکستگی اش به عنوان یک «آلت دست» استفاده کرد و براساس آن این فرمول را امتحان کرد؛ از این رو حرفه اش دوباره زنده شد و ثروت هنگفتی به صاحبانش داد. اگرچه آقای نش رفته؛ اما هنوز حرفه اش پررونق است. این تجربه آنقدر بی نظیر بود که روزنامه ها و مجلات تبلیغات تحسین برانگیزی به ارزش بیش از یک میلیون دلار برای آن در نظر گرفتند. این راز به استوارت اوستین وایر از دالاس تگزاس رسید. او آماده آن بود؛ آنقدر آماده که حرفه خودش را کنار گذاشت و شروع به تحصیل در رشته حقوق کرد. آیا موفّق شد؟ این داستان را نیز تعریف می کنیم. روزی که جنینگز رندولف از دانشگاه فارغ التحصیل شد این راز را به او دادم و با استفاده از آن، آنقدر موفق شد که اکنون سومین دوره عضویتش در کنگره است و با فرصتی عالی که دارد، می تواند به استفاده از آن ادامه دهد و به کاخ سفید راه پیدا کند. زمانی که به عنوان مدیر تبلیغات دانشگاه شبانه لاسال کار می کردم، دانشگاهی که در آن زمان بیشتر از یک نام نبود، افتخار آشنایی با جی چاپلین، رئیس دانشگاه را داشتم. او از این فرمول استفاده مفید و مؤثری کرد و لاسال را به یکی از دانشگاه های شبانه بزرگ کشور تبدیل کرد. رازی که به آن اشاره می کنم، کمتر از صد بار در این کتاب ذکر شده؛ ولی به طور مستقیم نام برده نشده است؛ زیرا به نظر می رسد زمانی موفق تر عمل می کند که آشکارا و در دسترس افرادی باشد که آماده اند، دنبالش می گردند و ممکن است آن را انتخاب کنند. به همین دلیل بود که آقای کارنگی به آرامی و بدون اینکه نام خاص آن را بگوید، به سوی من پرتابش کرد. اگر شما هم آماده استفاده از آن باشید، دستِ کم یک بار در هر فصل این راز را تشخیص می دهید. ای کاش می توانستم با افتخار به شما بگویم که چطور می فهمید آماده هستید یا نه؛ اما با دانستن زودتر آن، وقتی به روش خودتان به این دستاورد می رسید از بیشتر منفعتی که ممکن است بخواهید دریافت کنید محروم خواهید شد. در حالی که این کتاب نوشته می شد، پسر خود من که سال آخر دانشگاه بود دستنویس فصل دو را برداشت و خواند و خودش راز آن را پیدا کرد. او از اطلاعات آن استفاده مؤثری کرد و به پست و مقام مسئولی دست یافت؛ مقامی که حقوق اوّلیه اش بیشتر از دستمزد یک فرد معمولی بود. داستان او را در فصل دو به طور مختصر شرح داده ام. وقتی آن را می خوانید، شاید احساسی را که پیش از آن، در ابتدای کتاب داشتید و فکر می کردید امید زیادی به شما داده، کنار بگذارید. همچنین اگر تاکنون دلسرد و ناامید شده اید، اگر مشکلاتی داشته اید که باید برطرف می شده اند و روح و روان شما را تسخیر کرده اند، اگر تلاش کرده و شکست خورده اید، اگر تا به حال در اثر بیماری یا درد جسمی، ناتوان شده اید داستان دستاورد پسر من و استفاده از فرمول کارنگی می تواند مأمنی باشد در بیایانِ امیدهای گمشده ای که جستجویش می کردید.

رئیس جمهور وودرو ویلسون، در جنگ جهانی استفاده گسترده ای از این راز کرد و آن را به هر سربازی که در جنگ مبارزه می کرد انتقال داد. آنها پیش از رفتن به جبهه این راز را به دقت آموزش می دیدند. رئیس جمهور ویلسون به من گفت: «این عاملی قوی در سرمایه گذاریِ لازم برای جنگ بود.» بیش از بیست سال قبل، هان. مانوئل ال. کزون، عضو هیأت مقیم آن وقت جزایر فیلیپین، از این راز الهام گرفت تا به آزادی برای مردم کشورش دست یافت. او اوّلین رئیس جمهور ایالت آزاد است.

یک نکته خاص درباره این راز آن است که افرادی که یکبار به آن دست می یابند و از آن استفاده می کنند با تلاشی اندک موفقیت را جستجو می کنند و هرگز دوباره تسلیم شکست نمی شوند! اگر به این موضوع شک دارید اسامی کسانی را که از آن استفاده کرده اند مطالعه کنید. هرجا نام آنها ذکر شده است سوابق آنها را بررسی کنید تا متقاعد شوید. چیزی در ازای «هیچ چیز» وجود ندارد! رازی که به آن اشاره می کنم نمی تواند بدون بها باشد؛ اگرچه بهای آن به مراتب کمتر از ارزش آن است. نمی تواند بهایی برای کسانی داشته باشد که به عمد دنبال آن نیستند. نمی تواند بخشیده شود یا با پول خریداری شود؛ چون به نظر می رسد به دو بخش تقسیم می شود: یک بخش به طور یکسان در مالکیت کسانی است که آماده آن هستند و هیچ ربطی به تحصیلات ندارد. این راز مدت ها پیش از اینکه من به دنیا بیایم در مالکیت توماس ادیسون بود و با آن مسیرش را پیدا کرد. او نیز استفاده هوشمندانه ای از آن کرد و مخترع برجسته جهان شد؛ اگرچه فقط سه ماه تحصیلات داشت. این راز به دستیار حرفه ای آقای ادیسون نیز منتقل شد. او نیز از آن استفاده بسیار مؤثری کرد؛ اگرچه بعد از آن، فقط سالی دوازده هزار دلار کسب می کرد؛ اما ثروت بزرگی اندوخت و وقتی هنوز جوان بود از تجارت فعال و پرتکاپوی خود بازنشسته شد. داستان او را در ابتدای فصل اول این کتاب خواهید دید.

اینها باید شما را متقاعد کند که ثروت دور از دسترس نیست و هنوز می توانید همانی باشید که آرزو دارید. پول، شهرت، اعتبار و خوشحالی می تواند در اختیار همه کسانی قرار گیرد که آماده و مصمم اند این نعمت ها را داشته باشند. شاید بپرسید چطور این چیزها را می دانم؟ باید قبل از پایان این کتاب جواب آن را پیدا کنید. ممکن است در اوّلین فصل یا در آخرین صفحه به این جواب برسید. در طول بیست سال کار تحقیقاتی که به درخواست آقای کارنگی قبول کرده بودم صدها مرد معروف را تجزیه و تحلیل می کردم و بسیاری از آنها پذیرفتند که ثروت زیادشان را به کمک راز کارنگی اندوخته بودند. این مردان در زمره آنها بودند:

هنری فورد
ویلیام ریگلی جی آر
جان وانامیکر
جیمز جی هیل
جورج اس. پارکر
ای ام استتلر
هنری ال. دوهرتی
کوروش اچ. کی. کرتیس
جورج ایستمن
تئودور روزولت
جان دبلیو دیویس
البرت هوبارد
ویلبر رایت
ویلیام جنینگز برایان
دکتر دیوید استار جردن
جی اودن آرمور
جارلز ام. شواب
هریس اف. ویلیامز
دکتر فرانک گانسولوس
دانیل ویلارد
کینگ ژیلت
رالف ای. ویکس
قاضی دانیل تی. رایت
جان دی. راکفلر
توماس ای. ادیسون
فرانک ای. وندرلیپ
اف. دبلیو وول ورت
کلنل رابرت ای دلار
ادوارد ای فیلین
ادوین سی بارنز
آرتور بریسبین
وودرو ویلسوندبلیو ام. هووارد تفت
لوتر بوربانک
ادوارد دبلیو باک
فرانک ای مانسی
البرت اچ گری
دکتر الکساندر گراهام بل
جان اچ پترسون
جولیوس روزنوالد
استوارت اوستین وایر
دکتر فرانک کرین
جورج ام الکساندر
جی چاپلین
هان. جنینگز رندولف
آرتور نش
کلارنس دارو

این اسامی فقط بخش کوچکی از صدها آمریکایی معروف را نشان می دهد؛ افرادی که موفقیتشان چه از لحاظ مالی و چه از جهات دیگر، ثابت می کند که آنهایی که راز کارنگی را درک و استفاده می کنند به رتبه های بالای زندگی دست می یابند. هیچوقت هیچکس را نشناخته ام که از این راز الهام گرفته؛ ولی به موفقیت ارزشمندی در حرفه انتخابی خودش دست نیافته باشد. هیچوقت هیچکس را نشناخته ام که خودش را متمایز بداند یا ثروتی را با هر نتیجه ای اندوخته باشد؛ ولی از این راز استفاده نکرده باشد. از این دو حقیقت نتیجه گیری می کنم که این راز به عنوان بخشی از دانش لازم برای خودمختاری مهمتر از هر چیز دیگری است که فرد از طریق «تحصیلات» دریافت می کند. در هر صورت تحصیلات چیست؟ جواب این سؤال را با جزئیات کامل داده ایم. تا جایی که به تحصیلات مربوط می شود، بسیاری از این مردان تحصیلات کمی داشتند. یک بار جان وانامیکر به من گفت که با وجود تحصیلات کمی که داشته است، به روش مشابهِ لوکوموتیوهای جدیدی که با آب کار می کنند دست یافته و به محض راه اندازی پیشرفت خوبی داشته و پول زیادی به دست آورده است. هنری فورد هیچوقت به دبیرستان نرسید؛ چه برسد به دانشگاه. من سعی نمی کنم ارزش آموزش و تحصیلات را دست کم بگیرم؛ اما سعی دارم باور مهم خود را ابراز کنم؛ آن هم اینکه افرادی که به این راز تسلط دارند و از آن استفاده می کنند به رتبه های بالایی می رسند، ثروت جمع می کنند و با شرایط خودشان، با زندگی به توافق می رسند؛ حتی اگر تحصیلات کافی نداشته باشند. همانطور که این کتاب را می خوانید، رازی که به آن اشاره می کنم، در قسمتی از آن، از صفحه کتاب بیرون خواهد پرید و جسورانه مقابل شما ظاهر خواهد شد؛ البته اگر آمادگی داشته باشید! وقتی ظاهر می شود آن را خواهید شناخت. فرقی نمی کند؛ چه نشانه آن را در فصل اوّل دریافت کنید و چه در فصل آخر، وقتی خودش را نشان داد، لحظه ای بایستید و فکر کنید؛ سپس مهمترین نقطه عطف زندگی تان را برای آن موقعیت علامتگذاری کنید.

اکنون به فصل یک و داستان دوست عزیزم می رویم. او سخاوتمندانه اعتراف کرده که این نشانه رمزی را دیده است. موفقیت های حرفه ای اش هم بیانگر این هستند که به همه آنها فکر کرده است. همانطور که داستان او و بقیه داستان ها را می خوانید به یاد داشته باشید که آنها به مشکلات مهم زندگی می پردازند؛ مثل تجربه همه انسان ها؛ مشکلات نشأت گرفته از تلاش یک فرد برای امرار معاش تا پیداکردن امید، شجاعت، رضایت، آرامش خاطر و درنهایت ثروت اندوزی و برخورداری از آزادی جسمی و روحی. همچنین همانطور که این کتاب را می خوانید به یاد داشته باشید که به حقایق می پردازد؛ نه تخیلات. هدف آن، انتقال یک حقیقت فراگیر بزرگ است که از طریق آن تمامی کسانی که آماده هستند، یاد می گیرند که چه کاری و چگونه انجام دهند! و انگیزه لازم برای شروع راه را نیز دریافت می کنند. به عنوان کلام آخر، پیش از اینکه فصل اوّل را شروع کنید، می توانم پیشنهاد مختصری به شما بدهم که به کمک آن می توانید راز کارنگی را شناسایی کنید و آن این است که: «تمامی موفقیت ها و تمامی ثروت های به دست آمده، از یک فکر و ایده شروع شده اند! اگر آماده این راز هستید، پس نیمی از آن را دارید و نیمه دیگر آن را لحظه ای شناسایی خواهید کرد که به ذهنتان خطور کند.»

وزن 250 g
کتاب

Think and Grow Rich

نویسنده

ناپلئون هیل – Napoleon Hill

زبان کتاب

انگلیسی

شابک

9780449214923

قطع

رقعی

تعداد صفحات

233 صفحه

نوع جلد

شومیز

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید (Think and Grow Rich)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *